رفته بودم به سگا سر بزنم که حس کردم گرگی صورتش باد کرده. گرگی سگ گندهایه، و من داشتم فکر میکردم شاید همیشه همینطوری بوده... چند جاش هم زخمی شده بود که البته اونا کار ببری بود، مثل اینکه چون اینا نزدیک جفتگیریشونه این جور درگیریا طبیعیه. از سرایدارمون که پرسیدم صورتش چی شده گفت زنبور نیشش زده. ولی من دلم راضی نمیشد. اصلا یه جوری شده بود طفلکی... خلاصه اصرار کردم و فرداش دامپزشک اومد و گفت مار نیشش زده. یه آمپول زد و یه کم دوا اینا داد. تا جمعه که اونجا بودم حالش خوب بود، اما جمعه شب حالش بد شده و سرایدارمون تا صبح قاشققاشق بهش آب قند و دارو و اینا داده. البته الان حالش خوبه و من خیالم راحته؛ ولی ما قبلا یه سگو الکی الکی از دست داده بودیم و اصلا دلم نمیخواست این یکی این جوری بشه...