Nirvana

Monday, November 29, 2010

امروز برای اولین بار سیگار کشیدم.
سه نخ اسه س لایت آبی، فکر کنم خوب و تمیز کشیده باشم، یعنی چس دود نکرده باشم! اما این قدر عمیق کشیدم و به خاطر اون وقتایی که دود رو از دماغم میدادم بیرون (یا شاید صرفن به خاطر بی جنبگی)، احساس میکنم کلی دود خوردم.
نمیدونم چرا، اما از همون اولش هم داشتم لذت نمیبردم. یه هر حال خوشحالم که اینو تجربه کردم! اصلنم اینجوری نبود که چون منتظر چیز خیلی باحالی بوده باشم لذت نبرده باشم یا چیزی مثل این.. کلا حال نکردم دیگه. شایدم خوب شد که حال نکردم. چون دوست داشتم برای لذتش بکشم، نه اعتیاد یا هر چیزی، و خب الان احتمال اعتیاد اومده پایین...
پ.ن: چند تا پسته دارم بی ویرایش که چه عرض کنم، بدون فکر کردن مینویسم.
پ.ن2: چه قدررررررررررر دود خوردم!

Monday, November 15, 2010

آقا، حیوونا آدمو ناامید نمی‌کنن، همین!

one of those "Dear Diary" notes

الان اون قدر فکرم جمع و جور نیست که بیام مرتب بنویسمش ولی... امروز با سه تا از بچه‌های دانشگاه داشتیم درس می‌خوندیم، به من خوش میگذشت، زیاد می‌خندیدم... بعد امشب که دوباره تو گروپ چت دیدمشون حس می‌کنم نمی‌شه باهاشون رابطه‌‌ی "ارضا کننده‌تری" برقرار کرد... البته این مال همین الانه، ولی نمی‌دونم، هنوز چیزی که راضی‌م کنه پیدا نکردم...
هنوزم دنیام نقطه‌ی تعادلی نداره...

Saturday, November 6, 2010

یه بازی خیلی جالب با غزل کردیم!





Synapse

mail

Links

Archive

RSS

Blogger